بوی پیراهن یوسفم

به امید وصال پیراهن یوسف خواهم دوید

5 مرداد

 

ای که بوی باران شکفته درهوایت 
یاد ازآن بهاران که شد خزان به پایت 
شد خزان به پایت، بهار باور من 
سایه بان مهرت نمانده برسر من 
جزغمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی 
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من! بهارم! بهشت من! کجایی؟

جان من! کجایی؟ کجایی؟ که بی تو دل شکسته ام 
سر به زانوی غم نهاده ام، به گوشه ای نشسته ام 
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا 
مانده با نگاهی به راهی که می‌رود به ناکجا 
ای گل آشنا! 
بی قرارم بیا 
وای از این غم جدایی
باغ من !بهارم !بهشت من کجایی؟

جان من! کجایی؟ کجایی؟ که بی تو دل شکسته ام 
سر به زانوی غم نهاده ام به گوشه ای نشسته ام 
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا 
مانده با نگاهی به راهی که می‌رود به ناکجا 
ای گل آشنا! 
بی قرارم بیا 
وای از این غم جدایی

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 23:2 توسط منتظر یوسف| |

5 مرداد ماه گرامی باد

5 مرداد منو یاد اولین لحظه اشنایی میندازه

اره دقیقا سال90 بود

اومدی وبا چشمات دلم رو کردی غارت

 

ولی حالا دل یکی رو غارت کردی

الان خوشبختی

و من هر لحظه ارزوی مرگ میکنم

 

 

 

 

 

 

 

بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ،

همه تن چشم شد م، خیره به دنبال تو گشتم ،


شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجود م،

شدم آن عا شق دیوانه که بودم .

در نهانخانه جانم ، گل یاد تو ، درخشید

باغ صد خاطره خندید ،

عطر صد خاطره پیچید:

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 22:58 توسط منتظر یوسف| |

Design By : Mihantheme